من کی این همه تنها شدم؟از همهی دنیا همین گوشه برام مونده. جایی که خودم مینوشتم برای خودم. به عبارت بهتر فقط خودم موندم برای خودم.چرا توقع داشتم ماجرا جور دیگهای باشه؟چرا فکر میکردم توی زندگیم کسایی رو دارم که براشون مهمم؟چرا فکر میکردم دوست داشتنیام؟چرا فکر میکردم زمان به عقب برنمیگرده؟که تیکه پارههامو که با خون دل از گوشه و کنار جمع کرده بودم و به هم بند زده بودم باز پاره پاره نمیشن؟خستهتر از اونم که بجنگم. خستهتر از اونم که بحث کنم. پناه میبرم به اشک. به سکوت. دارم رو لبهی تیغ
برچسب:
نویسنده: نوید محمودی
تاريخ: جمعه
23 مرداد
1405 ساعت: 15:08